Clicky

در سال ١٣٠۶ شمسى (۱۹۲۷ میلادی) بنا بر قانونى جدید تمام مردان ایرانى مکلف شدند عمامه و کلاه های سنتی خود را با کلاه پهلوى عوض کنند. دو سال پس از آن در ١٣٠٨ شمسى (مارس ۱۹۲۹ میلادی) پوشیدن لباس هاى ایرانى (قبا، شال، عبا، پوستین، عمامه و غیره) براى تمام افراد مذکر ممنوع شد و جاى آن را ترکیبى از کت و شلوار و کلاه پهلوى گرفت.

شش سال بعد در ١٣۱۴ شمسى (ژوئن ١٩٣۵ میلادی) مجلس قانون دیگرى را به تصویب رسانید که کلاه شاپو را جایگزین کلاه پهلوى و کفش چرمى اروپایى را جایگزین انواع کفش هاى ایرانى کرد. تنها کسانى که از این قوانین معافیت داشتند گروهى بودند که براى نخستین بار «روحانیت» خوانده شدند. روحانیت شامل علما و مجتهدین، طلاب حوزه هاى علمیه، پیشنمازان مساجد، و اندک گروهى دیگر مى شد. تمامى این افراد بایستى از سوى حکومت براى پوشیدن لباس «روحانیت» مجوز دریافت مى کردند.
قوانین متحدالشکل کردن لباس با برکنارى رضا شاه در سال ١٣٢٠ شمسى (۱۹۴۱ میلادی) و اشغال ایران توسط متفقین ملغى شد.

* عکس های خانوادگی از وبلاگ خارخاسک. تصاویر اسناد از کتاب تغییر لباس در ایران (به زبان آلمانی) نوشته ی بیانکا دوس، ۲۰۰۶.
مجوز پوشیدن لباس «روحانیت»، ۱۳۰۸ شمسی (۱۹۲۹ میلادی)

مجوز پوشیدن لباس «روحانیت»، ۱۳۰۸ شمسی (۱۹۲۹ میلادی)

مجوز پوشیدن لباس «روحانیت»، ۱۳۱۵ شمسی (۱۹۳۶ میلادی)

مجوز پوشیدن لباس «روحانیت»، ۱۳۱۵ شمسی (۱۹۳۶ میلادی)

مجوز پوشیدن لباس «روحانیت»، ۱۳۱۵ شمسی (۱۹۳۶ میلادی)

مجوز پوشیدن لباس «روحانیت»، ۱۳۱۵ شمسی (۱۹۳۶ میلادی)

An application by a cloakmaker and dealer in Tabriz.

عرضحال یک تاجر عبا برای کسب اجازه ی صادر کردن عبا به خارج از کشور، ۱۳۰۸ شمسی (۱۹۲۹ میلادی)

A note from the prime minister attached to a letter of supplication from Isfahan’s traditional cloak-makers

یادداشت نخست وزیر وقت در مورد عریضه ی عبابافان و عبافروشان اصفهان به رضاشاه، ۱۳۰۹ شمسی (۱۹۳۰ میلادی)

A letter of supplication from Isfahan’s traditional cloak-makers

عریضه ی عبابافان و عبافروشان اصفهان به رضاشاه، ۱۳۰۹ شمسی (۱۹۳۰ میلادی)

نمونه های آگهی های فروش کلاه در نشریات دهه ی ۱۳۱۰ شمسی (دهه ی ۱۹۳۰ میلادی)

نمونه های آگهی های فروش کلاه در نشریات دهه ی ۱۳۱۰ شمسی (دهه ی ۱۹۳۰ میلادی)

شاگردان مدرسه ابتدایی در حال ورزش با کلاه پهلوی و گیوه

شاگردان مدرسه ابتدایی در حال ورزش با کلاه پهلوی و گیوه

پدر و پسر با کلاه پهلوی، لباس جدید، و جوراب سنتی و گیوه، احتمالا ١٣٠۶ شمسی (۱۹۲۷ میلادی)

پدر و پسر با کلاه پهلوی، لباس جدید، و جوراب سنتی و گیوه، احتمالا ١٣٠۶ شمسی (۱۹۲۷ میلادی)

همان خانواده در لباس اروپایی،  ١٣۱۷ شمسی (۱۹۳۸ میلادی)

همان خانواده در لباس اروپایی، ١٣۱۷ شمسی (۱۹۳۸ میلادی)

✤ Also available in: English

Tagged with →  
Share →

7 Responses to کلاه پهلوی و تغییر اجباری لباس

  1. مسعود می‌گه:

    با سلام
    می تونم خواهش کنم که اگر به نام نویسنده و کتابی که به عنوان مرجع تصاویر معرفی شده دسترسی دارید به من معرفی کنید. عنوان آلمانی کتاب منظورم هست
    ممنونم

  2. matrix می‌گه:

    فکر می کنم عنوان مطلب از «تغییر لباس اجباری» به «تغییر اجباری لباس» باید تغییر کند. زیرا لباس اجباری نبود تغییر آن اجباری بود.

  3. كانيشكا می‌گه:

    با سلام
    البته تغییر لباس مورد بدی نبوده البته باید از انحرافات در این قضیه جلوکیری کردتا کی باید عبا و لباسهای نامتناسب با پیشرفت تکنولوژی را می ژوشیدیم؟

  4. کوشان مهران می‌گه:

    این داستان جبر و اجبار همواره در تاریخ ایران وجود داشته است. تا اواخر سال های ۱۸۶۰ کلاه پوستی بلند با استفاده از پوست بره بخارا در ایران و بویژه میان شخصیت ها و بویژه ناصرالدین شاه جوان شیوعی تمام داشته است.

    در پاره ای نقاشی خای دوران آغا محمد خان شاهد جایگزینی کلاه پوستی کوچک بجای شال و کلاه معمول دوران زند می باشیم که به احتمال زیاد یادگار قجرهای ساکن دشت گرگان بوده است و فتحعلیشاه نیز جز مراسم رسمی که از تاج کیانی و یا شال و کلاه استفاده می نمودف کلاهی پوستین برسرمی نهاد.

    به تدریج هرچقدر عرض کشور ایران کم شد ولی طول کلاه ها افزایش یافت(معلوم نیست که در زیر این کلاه های آراسته و سر برافراشته مغزی هم بوده و یا خیر)

    به تدریج همانگونه که از طول جبه ها کاسته شده و کم کم سرداری به تقلید از ردنکوت هایی که ترکان استامبول به تبعیت از اروپاییان می پوشیدند در ایران رایج گردید طول کلاه های پوستی هم کم شد و در پی فرمان ناصرالدین شاه همانند دوران پتر کبیر فراشانی در گذر با قیچی کلاه های پوستی بلاد را از سرها برداشته و کوتاه می نمودند.

    “کلاه سروقدان بس که سربلندی کرد
    به حکم شاه جهان کرده اند کوتاهش”

    جمله معترضه:

    شاید جالب باشد بدانید حادثه رویداده در مسجد گوهرشاد مشهد در سال ۱۳۱۴ در واقع به دلیل اعتراض به تعویض کلاه پهلوی با کلاه شاپو بوده و برنامه کشف حجاب یک ماه پس از آن روی داده و این دو بهم مرتبط نمی باشند و گویا فقط قرار بوده جان عده ای از مردم در این هنگامه تلف گردد.

    در هرحال سرما همواره بی کلاه بوده است.

    • مهدي می‌گه:

      بله، قرار بوده عده ای از جهالت توده سوءاستفاده کنند و در مملکت آشوب به پا کنند و متأسفانه به دلیل مطامع و منافع این آقایان هم جان عده ای پایمال شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *